Bikara
شاید چیزی پیدا کنی شاید پیدا نکنی در هر حال ممنون که سر زدی
چند خطی باز برای اینكه بدانی هنوز هم به یادت هستم...
بیا ای رویای قشنگ، بیا تا به همه نشان بدهیم كه رویا را فقط در عالم خواب نمیشود زیارت كرد، بیا تا به همه ثابت كنیم كه میتوان به رویاها هر چقدر هم دور، دست یافت... بیا تا دست در دست هم فریاد بزنیم كه عاشق هستیم و عشق زیباست و عشق هنوز هم وجود دارد... میخواهم رازی را با تو در میان بگزارم:هیچ میدانستی ای نازنین من كه من قبل از تو عاشق باران بودم؟ و هیچ خبر داری كه وقتی عاشق تو شدم باران هم زیباتر شد؟؟ وقتی آسمان ناگهان خشمگین میشود و صورت مهربانش سیاه میگردد و ناگهان بغضی كه روزهایی بسیار تحمل كرده، میشكند، من هم بیرون میروم و آسمان به دیدن من میاید و دستهایم را در دستهایش میگیرد و میگوید كه باز هم خبری برای من دارد. و من گوش میكنم، ساكت و بی صدا... و او همچنان درددل میكند و ناگهان غرشی میكند و به یادم میاندازد كه
”ای دیوانه تو هم خود عاشقی پس چرا برایت تعریف كنم؟ تو خوب میفهمی چه میكشم...“ آنگاه است كه من هم بی امان گریه را سر میدهم و با تكان دادن سر زمزمه میكنم:”میفهمم، میفهمم...“ و همچنان من و آسمان در آغوش هم میگرییم... و آسمان بار دیگر باز بانگ بلند میكند كه:” بیا به من قول بده كه وقتی به دلداده و شیفته ات رسیدی، مرا فراموش نكنی...“ و من قول دادم... شاهزاده من بدان كه هر بار آسمان غمی داشت و به گریه افتاد من هم گریه خواهم كرد... ولی بدان كه گریه من دیگر از روی غم نخواهد بود بلكه گریه شادی خواهد بود كه من به عشق زندگی خود رسیده ام و من خوشبخت هستم ولی حیف كه آسمان هنوز هم تنهاست...
ای عشق من، این بود راز من بود... مرا همچنان دوست بدار، چرا كه من همیشه دوستت دارم ...
![]()
![]()
![]()
| Design By : ParsSkin.Com |


